مرتضى مطهرى
141
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تقرير ديگر اكنون مىخواهيم تقرير ديگر و بيان ديگرى از مطلب بكنيم كه قبلا فقط اشارهاى به آن شد . ما مىخواهيم ماهيت اين قضيه را كه مىگوييم فلان چيز هست ، الف هست ، ب هست ، جهان هست ، انسان هست ، در مقابل اينكه مىگوييم الف نيست ، ب نيست ، جهان نيست ، انسان نيست ، از نظر منطقى بسنجيم كه اين چگونه قضيهاى است . بيانى دارند قدماى ما مثل ملا صدرا و بيانى دارند علماى جديد مثل كانت و هيوم . ما اول مطلب را با بيان علماى جديد ذكر مىكنيم و سپس آن را با طرز بيان آنها را تطبيق مىدهيم . بيان علماى جديد كه از هيوم به بعد و مخصوصا از كانت خيلى مشهور شده است اين است كه قضايا دو گونهاند : قضاياى تحليلى و قضاياى تأليفى ؛ و باز قضاياى تأليفى منقسم مىشود به قضاياى تأليفى ما تقدّم و قضاياى تأليفى ما تأخّر . حال مىخواهيم ببينيم اين قضيه كه مىگوييم : « الف هست » قضيهء تحليلى است يا تأليفى ( اما اينكه تأليفى ما تقدّم است يا تأخّر عجالتا به بحث ما مربوط نيست ) . قضاياى تحليلى قضاياى تحليلى وضع بسيار روشنى دارند . ما قضيهاى را تحليلى مىگوييم كه محمول از بطن موضوع استنتاج مىشود ، يعنى موضوع مشتمل بر محمول است ؛ يعنى مفهوم محمول داخل در مفهوم موضوع است و اگر ما بخواهيم موضوع را تعريف مىكنيم در تعريف موضوع اين محمول هست و جزء ذات اوست . مثلا وقتى مىگوييم : « اين خط كميت است » كميت جزء ماهيت و ذات خط است ؛ يعنى كميت چيزى نيست كه بر خط علاوه شده باشد . و يا اگر با فرض پذيرفتن اين مطلب كه ماهيت انسان ، جوهر جسمانى نامى حساس ناطق است ، بگوييم : « انسان جوهر است » ، « انسان جسم است » ، « انسان نامى است » ، « انسان حساس است » ، « انسان